نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1


    آخرين بازديد
    یک ساعت پیش [22:48]
    نوشته ها
    2,554
    تشکر کردن
    5,973
    تشکر شده 12,092 بار در 2,443 ارسال

    پیش فرض برترین بازی های سال 2015

    سال 2015 بدون شک، سالی رویایی برای دوست داران بازی های ویدیویی برشمرده می شود. نسل هشتم کنسول های بازی بالاخره جایگاه خود را در بازار شلوغ این صنعت یافتند و حالا پرصلابت تر از همیشه به کار خود ادامه می دهند. در همین حال و از سوی دیگر، گیمرها به بیش ترین حد بلوغ رسیده اند و دیگر حاضر نمی شوند که به سادگی پول خود را خرج عناوین ضعیف و کم محتوا کنند.

    همین رویکرد گیمرها، سبب شده که با عناوینی بهتر و ارزشمندتر از سوی بازی سازان و ناشران مواجه باشیم. به لطف عملکرد ستودنی همین بازی سازان و ناشران، صنعت بازی های ویدیویی حالا به ارزشی بیش از 100 میلیارد دلار دست یافته و هم چنان به روند رو به جلوی خود ادامه می دهد.
    اما در این میان، تنها ناشران نبودند که از این ماجرا سود بردند؛ بلکه گیمرها نیز توانستند به برخی از بهترین عناوین چند سال اخیر دست یابند. مهم نیست که طرفدار چه سبکی هستید؛ سال 2015 برایتان بهترین عناوین ممکن در هر سبک و ژانری را پدید آورده و می توانید با دستی باز به سراغ عناوین مختلف رفته و ده ها و حتی صدها ساعت سرگرم شوید.
    طرفداران فرنچایز قدیمی «فال آوت»، بعد از سال ها صبر و انتظار، بالاخره توانستند نسخه چهارم این بازی را تجربه کنند. علاقه مندان به سری کتاب های «ویچر» هم توانستند با عرضه سومین نسخه از بازی آن، بار دیگر در دنیای بی نظیر آندره ساپکوسکی غرق شوند.
    کوجیما و کونامی احتمالا برای آخرین بار با یک دیگر همکاری کردند و عنوانی بی نظیر به نام «فانتوم پین» فراهم آوردند تا کوجیما در اوج با ناشر ژاپنی خداحافظی کند. استودیوی راک استدی نیز بار دیگر پا به صحنه گذاشت و با ساخت شاهکاری بی بدیل، به حماسه «بتمن» پایان داد.
    دوست داران «ماریو» فرصتی یافتند تا دنیای این شخصیت محبوب را به دلخواه خود بسازند و طرفداران کنسول های نسل هشتمی پلی استیشن 4 و اکس باکس وان، با عرضه دو عنوان «بلادبورن» و «هیلو 5» به خود و کمپانی های محبوب شان بالیدند.
    بدون تردید، زبان از وصف تجارب خارق العاده ای که در سال 2015 به دست آوردیم قاصر است و هرکس به نوبه خود و با توجه به سلایق خود، ارتباطی ناگسستنی با دنیای عناوین مورد علاقه اش پیدا کرد. سال 2015، سالی بود که استودیوهای بازی سازی، هدف «سرگرم کردن بیش از پیش مخاطبان» را سرلوحه کار خود قرار دادند و آن را محقق ساختند.
    ما در دیجیاتو، همانند همیشه، برای یک بازی خوب ارزش قائلیم و آن ها را ارج می نهیم. سالی که گذشت، پر بود از عناوینی مختلف که هر یک با در نظرگیری معیارهای متفاوت، حرف های بسیار برای گفتن داشتند؛ اما ما در این مقاله، نگاهی می اندازیم به 15 بازی ویدیویی برتر سال 2015 از نگاه دیجیاتو، که نه تنها بهترین تجارب ممکن را برایمان به ارمغان آورده اند، بلکه آن ها را به هر گیمری نیز توصیه می کنیم.
    در ادامه این مطلب، با دیجیاتو همراه باشید تا ابتدا 5 بازی برتر مستقل سال و سپس 10 بازی بزرگ و کلان بودجه را به شما معرفی کنیم. این نکته قابل ذکر است که بازی ها به ترتیب حروف الفبا قرار گرفته اند. در انتها نیز یادی خواهیم کرد از ناامید کننده ترین بازی امسال.

    برترین بازی های مستقل

    Her Story


    سم بارلو به جرئت یکی از نوابغ صنعت بازی های ویدیویی به شمار می رود که همواره با خلاقیت خود، شگفتی همه را بر می انگیزد. بارلو در آخرین بازی خود، یعنی Her Story، سوژه ای متفاوت را در قالبی جدید ارائه داد که با بازخورد فوق العاده ای همراه بود.
    گیمر در Her Story، به آرشیوی ساختگی از فیلم های بازجویی دختری دست می یابد که به جرم قتل شوهرش دستگیر شده است. وظیفه گیمر این است که به کمک کلمه های کلیدی بیان شده توسط شخصیت اصلی، به جستجوی بیش تر در میان فیلم ها بپردازد و با ادامه دادن همین روند، از ماجرای قتل مورد بحث پرده بردارد.
    ایده بازی خیلی ساده است و پیاده سازی گیم پلی نیز دست کمی از آن ندارد. تنها کاری که گیمر باید انجام دهد این است که کلمات مورد نظر خود را تایپ کرده و در صورت یافته شدن محتوایی ماطبق با آن کلمات، به تماشای فیلم های کوتاه 30 ثانیه ای یا کم تر بنشیند.
    روند منحصر به فرد گیم پلی Her Story، سبب می شود که هر گیمر، به شکلی متفاوت نسبت به دیگران به موضوع پی ببرد و حتی باعث می شود که هر بازیکن، به حقیقتی متفاوت از گیمر دیگر برسد. سم بارلو با این بازی خود به خوبی با مفاهیم مختلف و نسبی بودن حقیقت بازی می کند و به ما نشان می دهد که یک حقیقت ثابت، ممکن است از زوایای مختلف، تغییر کند و برداشتی متفاوت برای هر نفر به دنبال داشته باشد.
    Ori and the Blind Forest


    Ori and the Blind Forest، عنوانی از استودیو مستقل Moon Studios که یک سال پس از آغاز پروسه ساخت توسط مایکروسافت خریداری شد و در نهایت برا پلتفورم های PC و Xbox One عرضه شد و تحسین همگان را برانگیخت.
    Ori یک پلتفورمر دو بعدی شامل پلتفورمینگ و حل پازل به عنوان المان های اصلی گیم پلی است، با محیطی به هم پیوسته که کاملا در خدمت سبک این بازی است و حل کردن برخی معما ها جست و جو و چالش زیادی در این محیط زیبا می طلبد. برخی المان های گیم پلی به خلاقانه ترین شیوه ممکن در بازی گنجانده شده اند و حتی برخی سیستم های ثابت بازی های ویدیویی برای مثال Checkpoint در Ori حالت سنتی خود را ندارند و به شکل یکی از المان های گیم پلی در بازی حضور دارند.
    اما بهترین مولفه Ori گرافیک هنری فوق العاده زیبای آن است. هر صحنه در اری دقیقا مانند یک تابلوی نقاشی است و سازندگان با الهام گرفتن از سبک طراحی انیمه موفق شده اند برخی از زیبا ترین شخصیت ها و محیط ها را حلق کنند.
    داستان اری ساده و بدون آلایش است اما به لطف استفاده درست از موسیقی و گرافیک هنری فوق العاده، برخی صحنه های اری به قدری زیبا و احساسی هستند که شما را میخکوب می کنند.
    Ori، یکی از بهترین نمونه های پلتفورمر دو بعدی است و به همین دلایل در لیست بازی های برتر مستقل جای گرفته. به هیچ عنوان خود را از تجربه Ori محروم نکنید.
    Rocket League


    بازی راکت لیگ که دنباله ای بر نسخه های قبلی همین بازی محسوب می شد، توانست نظر بسیاری از گیمرها و منتقدین را به خود جلب کند. این عنوان برخلاف انتظار، در مراسم The Game Awards امسال دو جایزه از آن خود کرد و نشان داد که بازی های مستقل، امروزه به جایگاهی رسیده اند که باید جدی گرفته شوند.
    هدف بازی کاملا روشن است؛ گیمرها باید با بهره گیری از اتومبیل های کنترلی خود، توپ را وارد دروازه تیم حریف کنند. اگرچه بازی به صورت تک نفره با هوش مصنوعی هم قابل انجام است اما هیچ چیز نمی تواند لذت تجربه راکت لیگ را در کنار دوستان فراهم آورد. خوش بختانه، قابلیت تجربه چندنفره بازی هم به صورت لوکال وجود دارد و هم به صورت آنلاین.
    دو تیم چهار نفره یا کمتر معمولا در مقابل یک دیگر قرار می گیرند و دست پنج دقیقه ای بازی آغاز می شود. فیزیک راکت لیگ در سطح خیره کننده ای قرار دارد و گیمرها باید با در نظرگیری بسیاری از مسائل مربوط به فیزیک، تلاش کنند تا توپ وارد دروازه شود.
    هرچه مدت بیش تری از هر دست می گذرد، هیجان آن دست نیز بیش تر و بیش تر می شود و در ثانیه های نهایی به اوج خود می رسد. تقلا برای هدایت درست اتومبیل ها و پریدن در لحظه مناسب، هیجانی غیرقابل وصف در راکت لیگ فراهم می آورد و با یک بار تجربه آن، عاشق اش خواهید شد. راکت لیگ به جرئت سرگرم کننده ترین بازی سال 2015 محسوب می شود و به سادگی هرچه تمام تر، اوقاتی فوق العاده برای گیمر به وجود می آورد.
    Soma


    Frictional Games را با بازی های ژانر وحشنتش می شناسیم، کمتر کسی است که Amnesia را بازی کرده باشد و مو به تنش سیخ نشده باشد. بعد از دو نسخه از سری آمنزیا این استودیو مستقل سراغ تجربه ای متفاوت رفته و عنوانی با تمرکز بیشتر روی داستان به نام SOMA خلق کرده.
    سوما عنوانی علمی تخیلی و ترسناک با زاویه دید اول شخص است و برای ترساندن بازیکنان، به جای استفاده از تاکتیک های رایج در بازی های امروزی این سبک مانند غافل گیر کردن بازیکن یا استفاده از مدل های چندش آور، به ترس روان شناختی تکیه کرده. مانند سایر عنوان های Frictional، سوما عنوانی مبارزه محور نیست بلکه بازیکن باید با حل معما، گشت و گذار در محیط و تکیه بر مخفی کاری داستان را پیش ببرد.
    سوما قرار نیست به اندازه آمنزیا شما را بترساند، بلکه از ترس به عنوان چاشنی ای برای فضاسازی و المانی برای پیش برد داستان بهره جسته. داستان قوی و درگیر کننده با سرعت پیش روی خوب، اتمسفر فوق العاده همراه طراحی صدای عالی شما را جذب خود خواهند کرد.
    سوما در حقیقت ترکیبی از فضای زیر دریای Bioshock Infinite با جزئیاتی مشابه Gone Home و مکانینیزم هیولا های آمنزیا است که در نهایت موجب ارایه یک تجربه قوی در ژانر وحشت و Sci fi شده. هر چند سوما در بخش های رویارویی با دشمنان اندکی ضعف دارد و به طور کلی یک بازی مبارزه محور نیست، اما باز هم تجربه آن برای طرفداران این ژانر ضروری است.
    Undertale


    Undertale عنوانی مستقل، ساخته شده و انتشار یافته توسط Toby fox است که روی سیستم عامل های Windows و OSX انتشار یافته. بودجه این عنوان مستقل توسط kickstarter تامین شد و نزدیک به سه سال در پروسه ساخت به سر می برد.
    در آندرتیل، بازیکنی در نقش کودکی قرار می گیرد که راه خود را به جهان زیرین باز کرده، جهانی زیر سطح زمین که هیولا هایی با هوش بالا که پس از جنگ با انسان ها از رفتن به سطح زمین منع شده اند اجتماع آن را تشکیل می دهند. حال وظیفه کودک قصه ماست که با تعامل با این هیولا ها راه برگشتش به سطح زمین را باز کند. این که با هیولا ها پیوند دوستی بر قرار کنید یا آن ها را سر به نیست کنید کاملا بر عهده خود بازیکن است و انتخاب های او سایر قسمت های بازی، دیالوگ ها و پایان را تا حدی بسیار زیادی تغییر می دهد.
    Undertale عنوانی RPG است که تقریبا بسیاری از المان هایب بازی های این ژانر را دارد، از سیستم XP و لول آپ بگیرید تا Health و مبارزات. هر چند زاویه دید در Undertale به صورت top down یعنی دید به شکل عمودی از بالا به پایین است. در مبارزات با سایر هیولا ها شما یه قلب که نمایانگر شخصیت اصلی است را کنترل می کنید و باید از ضربه های دشمنانتان جای خالی دهید. شاید با این توضیحات مبارزات بسیار ساده و ناچیز برسند، اما کاملا بر عکس مبارزات بسیار عمیق و پیچیده هستند. با پیشروی در داستان به مرور مکانیزم های جدیدی در مبارزات آزاد می شود که آن ها را نه ساده تر، بلکه پیچیده تر می کنند و هیچ دو مبارزه ای در Undertale مشابه هم نیستند.
    به طور کلی Undertale تجربه ای خاص تر از بسیاری بازی های امسال است و اگر سراغ تجربه های جدید می گردیدحتما آن را امتحان کنید.

    برترین بازی های کلان بودجه

    Batman: Arkham Knight


    Batman Arkham Knight، آخرین عنوان از سری Arkham که به دست استودیو توانمند راکستدی ساخته شده قطعا از بهترین بازی های امسال بود. عنوانی که با شعار ارایه نهایت تجربه بتمن بودن عرضه شد و با گیم پلی فوق العاده قدرت مند، گرافیک تکنیکی خارق العاده ، صداگذاری و ارایه داستانی درخور توانست به شعارش جامه عمل بپوشاند.
    برای طرفداران کمیک های بتمن، این بازی دقیقا حس وارد شدن به پنل های کمیک را می دهد، گویی شخصیت هایی که سال ها در قلب ما جای داشته اند زنده شده اند و قرار گیری در نقش شوالیه تاریک داستان های مصور هیچ گاه تا این حد حس خوبی به بازیکنان منتقل نمی کرده. اگر هم چندان با دنیای بتمن آشنایی نداشته باشید، باز هم به شما قول می دهیم که آرکام نایت جای خود را در لیست بهترین بازی های شما جای می دهد.
    هرچند، متاسفانه Arkham Knight بدون اشکال نیست. در حقیقت آرکام نایت قربانی ریسک استودیو سازنده برای گنجاندن Batmobile شد، اختصاص دادن گیم پلی بیش از حد به بتموبیل، حتی با مکانیزم های خوبش تا حدی از نقش بتمن در بازی کاسته و بتموبیل به ستاره این بازی تبدیل شده.
    جدا از این مشکل، پورت بسیار بد نسخه PC باعث لکه دار شدن سابقه خوب این سه گانه شد و در تمام زمان پس از عرضه سایه نسخه PC روی بازی سنگینی می کرد. ای کاش کمپانی برادران وارنر و راکستدی در حق یکی از بهترین فرنچایز های صنعت بازی های ویدیویی چنین ظلمی نمی کردند تا این راکستدی با سربلندی این سری فوق العاده را کنار می گذاشت.
    Bloodborne


    هیدتاکا میازاکی افسانه ای، سال هاست که با سری بازی Souls خود، عاشقان بازی های ماجرایی و نقش آفرینی را به تعجب و تحسین واداشته است. آخرین بازی این کارگردان ژاپنی، عنوانی انحصاری برای پلتفرم پلی استیشن 4 بود که به جرئت یکی از بهترین تجارب گیمینگ چند سال اخیر را رقم می زند. «بلادبورن» روندی مشابه سری بازی دارک سولز دارد و گیمر را در محیطی خشن و الهام گرفته از معماری گوتیک قرار می دهد.
    هر یک از دشمنان به نوبه خود، چالش های متعددی برای گیمر فراهم می آورند و برای عبور از آن ها، باید تمام مهارت های خود به عنوان یک گیمر را به کار بندید. جهان باز، لوکیشن های متعدد و چشم نواز و سیستم مبارزه بی نظیر، تنها بخشی از ویژگی های فوق العاده «بلادبورن» به شمار می روند.
    می توان گفت که میازاکی در ساخت بلادبورن، بهترین ویژگی های سری دارک سولز را برگزید و آن ها را در قالب جدیدی پیاده کرد؛ البته تفاوت های میان این دو بازی کاملا واضح بوده و بدیهی است که با عنوانی تکراری مواجه نیستیم. با این حال، استودیوی FromSoftware بار دیگر نشان داد که اگر صحبت از مکانیک های پیشرفته مبارزه در میان باشد، آن ها بهتر از هر کس دیگری به کار خود مسلط اند.
    هرچه در بلادبورن پیش بروید، بیش تر به آن علاقه مند می شوید. از جایی به بعد، دلتان می خواهد که از تمام رازهای بازی سر در بیاورید، با تمام دشمنان آن بجنگید، تمام سلاح هایش را امتجان کنید و درباره تجربیات تان با یک دوست صحبت کنید. جهان بلادبورن به قدری درگیرکننده است که ساعت ها در آن غرق خواهید شد و دنیای واقعی را به دست فراموشی می سپارید.
    Fallout 4


    Fallout 4 و همان فرمول موفق بازی های بتسدا، که هر چند کمی آن تازگیش را از دست داده اما هنوز هم شیرین و لذت بخش است. لذت Fallout 4 در گشت و گذار است، باید خود را در Wasteland، این دنیای وحشی مجذوب کننده رها کنید و از شگفتی های آن لذت ببرید. بی شک دیدن چیز های تازه حتی بعد از 400 ساعت بازی شما را وادار به ستایش تیم سازنده می کند.
    فال آوت 4 به مانند فال آوت 3 یک بازی انقلابی و جدید نیست، اما تقریبا تمامی المان هایی که از یک عنوان RPG خوب انتظار دارید به شما ارایه می دهد. سیستم ساخت و ساز، لوت، لول آپ همگی شما را مجاب می کنند که دست از بازی کردن نکشید. گیم پلی و شوتینگ متحول شده فال آوت 4 هم نقش شایانی در هر چه لذت بخش تر شدن این عنوان دارد.
    هر چند فال آوت 4 متاسفانه در برخی بخش ها ما را اندکی نا امید کرده. طراحی مراحل نه چندان خوب، یکی از مشخص ترین کاستی های این عنوان است. بسیاری از مراحل فرعی بی هدف و بی جذابیت هستند و ابدا بازیکن هیچ میل و رغبتی برای انجام آن ها نخواهد داشت. متاسفانه پاشنه آشیل بازی های بتسدا به قوت خود در فال آوت 4 هم باقی است و گرافیک تکنیکی نه چندان عالی و باگ های ریز و درشت فراوان به تجربه این بازی لطمه می زنند.
    اما در نهایت، این مشکلات ار ارزش این عنوان نمی کاهند و بی شک، یکی از پرچم داران بازی های ویدیویی سال 2015 همین فال آوت 4 است و تجربه آن را به هر بازیکن و طرفدار سبک RPG توصیه می کنیم.
    Halo 5: Guardians


    Halo 5، بزرگ ترین انحصاری کمپانی مایکروسافت و یکی از عظیم ترین نام ها در صنعت بازی های ویدیویی و دومین بازی از سری هیلو که به دست استویدو 343i و نه به دست خالقش Bungie ساخته شده. Halo پرچم دار شوتر های اول شخص کنسولی است، سری ای که ثابت کرد این ژانر از بازی ها فقط مختص پلتفورم PC نیستند. و حالا Halo 5 هم راه پدران خودش را پیش گرفته و یکی از بی نقص ترین مکانیزم های گیم پلی و شوتینگ را ارایه داده.
    اما ظاهرا 343 آن استعداد که بانجی در داستان گویی داشت را (البته بانجی تا قبل از دستینی!) ندارد و گویی نویسندگان این استودیو فکر می کنند هر چه داستان مبهم تر و پیچیده تر باشد بهتر و جذاب تر است. اتکا بیش از حد به بخش هایی از داستان که نه در بازی ها بلکه در رمان ها و کمیک ها گفته شده، سرسری رد شدن و نادیده گرفتن برخی از حوادث در بازی و مهم تر از همه کم رنگ شدن نقش مستر چیف، قهرمان دنیای هیلو کمی به بخش داستانی هیلو 5 ضربه زده.
    از سوی دیگر 343 توانسته یکی از بهترین بخش های چند نفره سری هیلو را بسازد. با شوتینگ بی نقص، طراحی مناسب مپ ها و نقشه ها، محتویات کافی و پشتیبانی خوب پس از عرضه، بخش چند نفره هیلو 5 قرار است بازیکنان را برای ماه ها سرگرم خود کند. اگر دنبال یک عنوان اول شخص فوق العاده هستید و اگر می خواهید مهارت خود را مقابل سایر بازیکن ها به چالش بکشید، هیلو 5 دقیقا همان بازی ای است که می خواهید.
    Life is Strange


    بازی های ویدیویی، هر یک به نوبه خود، توانایی های خاصی در اختیارمان می گذارند و امکان انجام کارهایی را برایمان فراهم می کنند که در دنیای واقعی قادر به تحقق آن ها نیستیم. Life is Strange یکی از همین دسته بازی هاست که که نه تنها گیمر را دنیا و داستان سرایی بی نقص خود غرق می کند، بلکه وی را قادر می سازد که به بازی با زمان بپردازد و آن را دستکاری کند.
    Life is Strange پیش از هر چیز، روایت انسانیت است و تاثیر طبیعت و جهان پیرامون را بر زندگی انسان ها به نمایش می گذارد. شخصیت اصلی داستان، توانایی خاصی در جا به جایی زمان دارد و دست گیمر باز است که چطور از این قابلیت بهره ببرد. با این حال، روند داستانی شکلی خطی دارد و آزادی عمل کمتری نسبت به آن چه تصور می شود در اختیار گیمر می گذارد.
    اگر با بازی های استودیوی Telltale آشنایی داشته باشید، به خوبی درک خواهید کرد که روند اپیزودیک Life is Strange چگونه است. هر اپیزود از بازی، ادامه ای است برای اتفاقات پیشین و معماها و انتخاب های بیش تر در اختیار گیمر می گذارد؛ در نهایت، تمام این انتخاب های انجام شده از سوی گیمر، روند اپیزود نهایی را رقم خواهند زد و بازی به یک جمع بندی قابل قبول دست می یابد.
    گذشته از ایده خارق العاده بازی و پیاده سازی مناسب آن، روایت داستان در Life is Strange اهمیت زیادی دارد و سازندگان توانسته اند داستانی نسبتا پیچیده و در پاره ای اوقات، کلیشه ای را به بهترین شکل ممکن از آب درآورند و گیمر هیچگاه خسته نمی شود. برخلاف بسیاری از بازی های امروزی، Life is Strange روی داستان سرایی دراماتیک و تصویر کردن زندگی روزمره تمرکز می کند و دقیقا به همین خاطر است که تجربه ای منحصر به فرد پدید می آورد.
    Metal Gear Solid V: The Phantom Pain


    بعید است که گیمر باشید و نامی از سری بازی متال گیر سالید نشنیده باشید. دنیایی که هیدئو کوجیما بیش از دو دهه پیش خلق کرد، هم چنان پتانسیل زیادی برای ساخت عناوین مختلف دارد. فانتوم پین نیز به عنوان پنجمین نسخه از سری متال گیر سالید، روند پیشینیان خود را ادامه می دهد و البته این بار، آزادی عمل را به غایت خود می رساند.
    گیمر در نقش بیگ باس، با صداگذاری کیفر ساترلند، ظاهر می شود که بعد از گذشت چیزی حدود 9 سال، از کما خارج شده و بار دیگر قصد دارد که با تشکیل گروه Diamond Dogs، انتقام خود را بگیرد. به طور کلی، دو لوکیشن افغانستان و آفریقا در بازی وجود دارد که هردوی آن ها کاملا جهان باز اند. گیمر در نقش بیگ باس می تواند به پذیرش ماموریت های مختلف در این دو لوکیشن بپردازد و آن ها را به هر شکل که می خواهد، به انجام برساند.
    برخلاف روند سابق متال گیر سالید، دیگر این بار مهم نیست که مراحل را به چه شکل به پایان می رسانید. دیگر لزومی ندارد که همه چیز را به صورت مخفی کاری پیش ببرید و اگر به هر دلیلی بخواهید با قلع و قمع دشمنان کار را به پایان برسانید، هیچ چیز و هیچکس مانعتان نمی شود.
    داستان سرایی بازی مثل همیشه فوق العاده است و اگر از طرفداران قدیمی این سری باشید، بار دیگر با شخصیت های بازی ارتباطی ناگسستنی برقرار می کنید. در مجموع، ترکیب فوق العاده داستان و گیم پلی و گرافیک، متال گیر سالید 5 را به یکی از مهم ترین بازی های سال 2015 تبدیل کند که تجربه آن بر هر گیمری واجب است.
    Pillars of Eternity


    استودیو Obsidian شاید چندان ثبات خوبی طی دوره فعالیتش نداشته باشد اما کم عنوان های درجه یک و فوق العاده خلق نکرده. آخرین عنوان این استودیو با استعداد از طریق کمپین کیک استارتر حمایت مالی شد و در نهایت Pillars of Eternity نشان داد که بدون فشار ناشرین بزرگ، Obsidian جز شاهکار خلق نمی کند.
    از یک RPG خوب چه انتظاری دارید؟ کوئست های داستانی جذاب، شخصیت های غنی و منحصر به فرد، یک گیم پلی عمیق و پرجزئیات؟ PoE همه این ها و حتی بیشتر را به همراه دارد. داستان یکی از مهم ترین وجه های این عنوان است و هر قسمت از داستان هر چند کم اهمیت به بهترین شکل و ممکن و با جزیات کامل برای شما بازگو می شود. سیستم انتخاب دیالوگی که واقعا سرنوشت این دنیا و شخصیت های آن را در دست شما قرار می دهد هم مکمل این داستان گویی فوق العاده شده تا سرنوشت این دنیای زیبا را رغم بزنید.
    البته این عنوان به هر سلیقه و مزاجی خوش نمی آید، هر چه باشد PoE یک RPG کلاسیک ایزومتریک و ادامه معنوی عنوان هایی مانند Baldur’s Gate و Icewind Dale است. دنیای فوق العاده زیبا با جزیات فراوان و برخوردار از پیش زمینه داستانی بسیار قوی، گرافیک هنری منحصر به فرد و موسیقی فوق العاده باعث می شوند PoE بهشتی برای بازیکنانی باشند که از RPG های امروزی خسته شده اند و خواهان همان بازی هایی هستند که زمانی به آن ها عشق می ورزیدند.
    Splatoon


    کمپانی نینتندو سابقه ای طولانی در عرضه بازی های «سرگرم کننده» داشته است و امروز بیش از هر زمان دیگری برای تحقق این هدف می کوشد. عنوان Splatoon بدون شک جز برترین بازی های سال 2015 به شمار می رود که اگرچه گیمرهای زیادی به آن دسترسی ندارند اما ارزش خود را به اثبات رسانده است.
    Splatoon به صورت کاملا آنلاین دنبال می شود و گیمرها در قالب دو تیم 4 نفره، در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. اعضای هر دو تیم، نوعی اسپری در اختیار دارند که می توان به کمک آن، روی زمین جوهر پاشید و مناطق تحت تملک را مشخص کرد، در همین حال، از همین اسپری می توان برای تیراندازی و نابود کردن اعضای تیم مقابل نیز بهره گرفت.
    هر بازیکن در هز زمان می تواند شخصیت خود را عوض کرده و آن را به یک شخصیت اختاپوس-مانند تبدیل کند. در این حالت، بازیکن می تواند در جوهر پاشیده شده توسط اعضای تیم خود شنا کرده و از در و دیوار نیز بالا رود. به لطف کنترلر فوق العاده کنسول Wii U، تجربه Splatoon بسیار راحت تر از آن چه به نظر می رسد دنبال می شود.
    بازی هایی که تماما آنلاین دنبال می شوند، معمولا عملکردی ضعیف دارند و علاوه بر مشکلات متعدد در بالانس گیم پلی، گیمرها دائما با مسائلی نظیر قطع ارتباط با سرورها مواجه می شوند. با این حال، Splatoon از تمام این مشکلات عاری است و تجربه ای روان و مهم تر از هرچیز، سرگرم کننده در اختیار گیمر می گذارد.
    StarCraft 2: Legacy of the Void


    بازی Legacy of the Void سومین بسته الحاقی بازی استارکرفت 2 محسوب می شود که البته با توجه به محتویات اش، می توان آن را یک بازی جداگانه نیز در نظر گرفت. این بسته جدید، داستانی حماسی سه گروه پروتوس، تران و زرگ را ادامه می دهد و گیمر در قالب سبک استراتژی هم زمان (Real-Time) با این سه گروه به مبارزه و رقابت می پردازد.
    در این نسخه، شاهد تنوع بیش تری در یگان های خودی و در میان دشمنان هستیم و آزادی عمل بیش تری در رقابت برای بقا وجود دارد. بخش داستانی بازی، درست از همان جایی آغاز می شود که بسته الحاقی قبلی، یعنی Brood War، به پایان رسید و این بار با شخصیت ها و قهرمانان بیش تری از دنیای حماسی و علمی تخیلی استارکرفت آشنا می شویم.
    در همین حال، امکان تجربه بازی به صورت چندنفره نیز کماکان از طریق سرویس Battle.net میسر است و با توجه به امکانات و ویژگی های جدید این بخش، تجربه ای فوق العاده از رقابت با سایر کاربران کسب خواهید کرد. بخش چندنفره Legacy of the Void نه تنها با سرعت بیش تری دنبال می شود، بلکه بیش از پیش نیز بالانس شده و دیگر کمترین نابرابری در این بخش به چشم نمی خورد.
    در همین حال، به لطف موتور گرافیکی جدید بلیزارد، افکت های دیداری در بهترین حالت خود قرار دارند و از مشاهده نبردهای عظیم میان سه گروه، لذت کافی خواهید برد. اگر هم علاقه ای به بخش های داستانی یا تک نفره نداشته باشید، کمپانی بلیزارد ابزاری در اختیار خریداران بازی گذاشته است که می توان به کمک آن و به راحتی هرچه تمام تر، محیط هایی عظیم طراحی کرد و آن را با سایر کاربران به اشتراک گذاشت.
    The Witcher 3: Wild Hunt


    دنیایی که آندره ساپکوسکی برای سری کتاب های ویچر خود ترسیم کرد، پتانسیل بی نظیر برای تبدیل شدن به بازی یا کتاب دارد. استودیوی لهستانی CD Projekt RED بدون شک بهترین استودیوی ممکن برای تولید بازی ویچر به شمار می رفت و به حق در کار خود سنگ تمام گذاشت. بعد از موفقیت نسخه اول و دوم، نوبت به سومین نسخه از ویچر رسید تا چشم همگان را به خود بدوزد و در نهایت جایزه «بهترین بازی سال» را از مراسم The Game Awards دریافت کند.
    دنیای غنی و فانتزی بازی ویچر، چیزی است که به جرئت همتای آن را در هیچ بازی دیگری ندیده ایم. جهان بازی بالانس فوق العاده ای میان عناصر منفی و مثبت برقرار می کند و در این میان، گیمر در نقش گرالت می تواند تصمیم بگیرد که اهداف خود را چگونه و با پیروی از خیر یا شر دنبال کند. در ویچر، تمام اعمال گیمر، پیامدهای خاص خود را به همراه دارد و گیم پلی داینامیک بازی، دائما گیمر را بابت انتخاب های مختلف سرزش و یا تشویق می کند.
    مکانیک های مبارزه پیشرفتی شگرف نسبت به نسخه های پیشین داشته اند و گیمر می تواند حضور در یک نبرد واقعی با موجودات خیالی و عظیم الجثه را احساس کند.
    در همین حال و به لطف شاهکار بی بدیل ساپکوسکی، داستانی غنی و پرمحتوا انتظارتان را می کشد و می توانید به هر شکلی که تمایل دارید، آن را پیش برده و شکل دهید. ویچر 3، به جرئت معنایی جدید به مفهوم «آزادی عمل» بخشیده است و دائما با عرضه بسته های الحاقی بیش تر، آن را بسط می دهد.

    نا امیدکننده ترین بازی سال

    The Order: 1886


    متاسفانه، با وجود تمام بازی های منحصر به فردی که در سال 2015 به انتشار رسیدند، عناوینی هم بودند که ما را از خود ناامید کردند. از نسخه پی سی بازی Batman Arkham Knight گرفته تا Mad Max ،Need For Speed و Star Wars: Battlefront از جمله این عناوین به شمار می روند. اما حقیقتا هیچ عنوانی به اندازه The Order 1886 گیمرها و خصوصا طرفداران کنسول نسل هشتمی سونی را ناامید نکرد.
    The Order 1886 یکی از مورد انتظارترین بازی های سال جاری میلادی به شمار می رفت و با توجه به توسعه آن از سوی دو استودیوی شهیر سانتا مونیکا و ردی ات داون، به نظر می رسید که با عنوان متفاوت و انقلابی مواجه باشیم. اما عنوانی که در نهایت عرضه شد، تنها از نظر گرافیکی سرآمد بود و از لحاظ گیم پلی، یکی از ضعیف ترین بازی های چند سال اخیر به شمار می رفت.
    در کمال تعجب، گیم پلی بازی تنها 4 الی 5 ساعت به طول می انجامد که بخش اعظم آن، در قالب کات سین های سینماتیک دنبال می شود. در واقع، گیمر تنها حدود نیمی از بازی را می تواند در قالب گیم پلی دنبال کند و در مابقی آن، باید به تماشای کات سین هایی طولانی و در پاره ای از اوقات، خسته کننده بنشیند.
    نکته قابل توجه اینجاست که حتی گیم پلی کوتاه بازی نیز حرف خاصی برای گفتن ندارد؛ تنها مکانیزمی که به خوبی از آب درآمده، گان پلی بازیست که شاید در کمتر از یک ساعت از بازی به آن دسترسی داشته باشید. مابقی گیم پلی، به صورت «دکمه زنی» یا Quick Time Event دنبال می شود و گیمر عملا نقش خاصی در آن ها ایفا نمی کند.
    The Order 1886 به جرئت یکی از بدترین عناوین انحصاری سونی به شمار می رود که با وجود پتانسیل های بی نظیر خود، شکستی مفتضحانه را تجربه کرد و خیلی زود، از یادها رفت.

    digiato

  2. جناب Behzad.sat کاربر مذکور از شما به خاطر این ارسال مفید تشکر کرده است.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات ورودی به سایت

به پلاس ست خوش امدید!

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

 

Copyright ©2010-2016, PLUS-SAT